|
شنبه 1388/07/11 ( 11:58 PM ) |
اهل كاشانم
روزگارم بد نيست
تكه ناني دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي
مادري دارم، بهتر از برگ درخت
دوستاني، بهتر از اب روان
و خدايي كه در اين نزديكي است
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند... .
من مسلمانم،
قبله ام يك گل سرخ
جانمازم چشمه، مهرم نور
دشت، سجاده ی من
من وضو با تپش پنجره ها ميگيرم
در نمازم جزيان دارد ماه، جريان دارد طيف
سنگ از پشت نمازم پيداست... .
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتي ميخوانم
كه اذانش را باد گفته باشد سر گل دسته ی سرو
من نمازم را پي تكبيرة الاحرام علف ميخوانم
پي قد قامت موج...
اهل كاشانم
پيشه ام نقاشي است
گاه گاهي قفسي ميسازم با رنگ، ميفروشم به شما
تا به اواز شقايق كه در آن زنداني است،
دل تنهايي تان تازه شود.
چه خيالی، چه خيالی،... ميدانم
پرده ام بي جان است
خوب ميدان، حوض نقاشي من بي ماهي است... .
من نميدانم
كه چرا ميگويند، اسب حيوان نجيبي است، كبوتر زيباست
و چرا در قفس هيچ كسي كركس نيست.
گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد؟
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد،
كار ما نيست شناسايي« راز » گل سرخ،
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم.
|
نوشته شده توسط PaRnYaN
|








اينم عكس هاپوكوچولومونه اسمشو گذاشتيم ميشگا اين عكسم مال دو ماه پيشه الان خيلي شيطون تر شده.
يه خورده هم از تكاب بگم. خوب تكاب با اهواز مسلما خيلي خيلي فرق داره اهواز يه كلانشهره و تكاب همه ش 4 تا خيابون داره. خوب اينجا دلم خيلي ميگيره خصوصا اينكه اينجا هنوز دوست خوبي پيدا نكردم. راستش اينجا دوست پيدا كردن خيلي سخته. كسي رو ندارم كه باهاش درددل كنم خوبه كه اين وبلاگو دارم تا توش برا خودم درددل كنم و هرچي دلم ميخواد بگم! ادماي اينجا خيلي دير با آدم اخت ميگيرن و خيلي مغرورن من قبل از اين يه بارم اينجا اومدم و اون موقع هم دقيقا همين نتيجه رو گرفتم. البته اينجا خوبي هايي هم داره هااااا! مثلا سر و صدا كمه ، شلوغ نيستو كلا ادم آرامش خوبي داره. دشت هاي سر سبز و سرو هاي خوش قد و بالا، مو هاي پر از انگور شيرين( البته الان فعلا قوره ن!) درختان گردو، الو اي خوشمزه،باغهاي زيبا و پر ثمر ( كه صد البته به نخلستوناي اهواز نميرسه) تازه اينجا يه باغي هست كه اهالي بهش ميگن قوش خانا به معني لغوي خانه گنجشك راستش من نميفهمم كه اين اسم چه ربطي به اين باغ داره اين باغ در واقع باغ زرد آلو هست كه قبلها متعلق به خان روستاي قوش خانا بوده كه بعد از مرگ اين خان باغ هم چندين ساله بي صاحب مونده و آدمها تابستونها ميرن اونجا و تا دلشون ميخواد زرد آلو ميخورن و باخودشون ميبرن و لواشك و از ينجور چيزا درست ميكنن. از زيبايي هاي ديگه اين شهر آثار تاريخي تخت سليمان و كوه زندانه(يه كوه اتشفشاني) كه هر دوتاشون جاهاي جالبي هستن. اهالي روستاي تخت سليمان موتقدند كه در زمان هاي قديم حضرت سليمان غولها و ديو هاي نافرمان رو در كوه زندان (كه عمق زيادي داره) زنداني ميكرده خيلي دوست اشتم يه عكساز اونجا هم داشته باشم ولي وقتي داشتم عكس ميگرفتم متاسفانه حواسم پرت شدو دوربينم افتادو شكست!. يه ديوار با ارتفاع كم هم وجود داره كه تقريبا دور محوطه تاريخي تخت سليمان كشيده شده كه اهالي لينجا ميگن اون يه مار بزرگ يا اژدهايي هست كه حضرت سليمان سنگش كرده. و غار كرفتو كه من اونجا نرفتم ولي اهل بيت كه رفتن ميگن جاي قشنگيه.
در مورد اب و هواشم بگم چون يه منطقه كوهستانيه خوب آبو هواي تقريبا معتدل يه خورده زياد مايل به خيلي سرد رو داره!!! الان هوا اينجا تقريبا مثل مهر و آبان اهوازه. ولي بچه ها ميگن زمستونا خيلي سرد ميشه WoO0OoW!!!
اما در كل جاي نسبتاخوبيه .
گرچه اصلا وقت سر خاروندن و اينترنت اومدن وحتي يه تلفن زدن به دوستام رو هم ندارم! تازه همين روزا ميخوايم اسباب كشي كنيم اونم كجا؟ يه جايي كه 100 سال اغز دنيا عقب تره. اخه بگو بابا! اينم .... ولش كن اصلا. ولي خيلي شهر كوچيكيه تكاب ، شايد بشناسيد كجاس. تو اذربايجان غربيه. يه بار رفتم اونجا اثار تاريخي تخت سليمانو ديديم . كلا 4تا خيابون داره. فكر نكنم بتونم اونجا دووم بيارم ولي خوب مجبوريم ديگه . اشكال نداره يه سال كه چيزي نيست تحمل ميكنيم!!!

